پسرم؛ تو به اندازه کافی جبهه رفتی. دیگه نرو؛ بذار اونایی برن که تا حالا نرفتن.
⚘چیزی نگفت و یه گوشه ساکت نشست.
صبح که خواستم نماز بخونم اومد جانمازم رو جمع کرد، بهم گفت:
“پدر جان! شما به اندازه کافی نماز خوندی بذارین کمی هم بینمازها، نماز بخونن"
خیلی زیبا منو قانع کرد و دیگه حرفی برای گفتن نداشتم.
#شهید_حسین_مشتاقی
#شهدا
🍃┅🦋🍃┅─╮
╰─┅🍃🦋🍃
مثل هر هفته،جوان های فامیل جمع شده بودند خانه رجایی!
یک نفر نیامده بود، وقتی سراغش را گرفت جوانی بلند گفت: چون مشروب خورده خجالت می کشد داخل شود.
هیچ کس نفهمید رجایی در گوشی چه حرفی به جوان زد، دستش را گرفت و آورد سر سفره و گفت:
با هم غذا می خوریم
- ولی دهان من نجس است
«تو مهمان من هستی» را گفت و غذا را شروع کرد،
جوان می گفت که دیگر سراغ آن کار حرام نرفتم چون رجایی من را به لجاجت نینداخت.
#تلنگر💫
😕قبرستونا پُره از آدمایی که گفتن از شنبه، از فردا، هفتهی دیگه، امشب...
🔻 حواسمون باشه واسه هر کاری وقت نداریم... اگه میخوای حرفی بزنی، کاری بکنی، همین امروز انجامش بده!
⌛️ خیلی زود دیر میشه... او منتظر آمدن ماست...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
❄•❄•❄•❄•❄•❄•❄•❄